سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

534

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

عِبادِنا « 47 » ، « به ارث داديم كتاب را به آن دسته از بندگانمان كه آنان را انتخاب كرديم » ، ما هستيم آنان كه خداوند ما را از بين بندگانش انتخاب كرده و ما انتخاب‌شدگان پروردگاريم و مثلها براى ما زده شده و بر ما وحى نازل شده است . ابن عباس در ادامهء سخنانش با معاويه گفت : در اينجا عمر غضب كرد و گفت : « پسر ابى طالب گمان مىكند كه نزد كسى جز او علمى نيست . هر كس چيزى از قرآن قرائت مىكند آن را براى ما بياورد » ! اين جا بود كه وقتى كسى قطعهاى از قرآن مىآورد و قرائت مىكرد و ديگرى هم با او در آن آيه بود آن را مىنوشت و گر نه نمىنوشت . اى معاويه ، هر كس بگويد چيزى از قرآن ضايع شده دروغ گفته است . قرآن نزد اهلش جمعآورى شده و محفوظ است . دستور عمر به اعمال نظر شخصى در دين الهى ( 1 ) سپس عمر به قاضيان و واليانش دستور داد و گفت : « در نظر دادن خود بكوشيد و آنچه را حق تشخيص مىدهيد پيروى كنيد » ! ! لذا او و بعضى واليانش دائما در مسائل مشكلى واقع مىشدند ، و على بن ابى طالب عليه السّلام بود كه به آنان خبر مىداد مطالبى را كه با آن حجّت را بر آنان تمام مىكرد . كارمندان و قاضيان او در يك مورد معيّن قضاوتهاى مختلف مىكردند و او همهء آنها را براى آنان تأييد مىكرد چرا كه خداوند حكمت و سخنى كه حق و باطل را روشن كند به او نياموخته بود . هر صنفى از اهل قبله گمان كردند كه معدن علم و خلافت آنانند و ديگران نيستند . ما از خداوند كمك مىخواهيم بر عليه كسانى كه حق آنان را انكار كردند و براى مردم چنين سنّتى را پايه‌گذارى نمودند كه مثل تو در مقابل آنان احتجاج و استدلال كند . خداوند ما را كافى است و او وكيل خوبى است « 48 » .

--> ( 47 ) سورهء فاطر : آيهء 32 . ( 48 ) اينجا آخر حديث در « الف » و « ب » و « د » است و بعد از آن اين جمله است : سپس برخاستند و بيرون رفتند .